|
|
|
|
|
رادیو رسانه عمومی و وسیله ارتباطی ارزانی است و اکثریت معلولان و افراد عادی جامعه از برنامه های آزمونده آن بهره مند میباشند اما این وسیله برای ناشنوایان کاربردی ندارد با توجه به اینکه نقض شنوایی از عوامل مهم در فهم و ادارک برنامه های تلویزیونی میباشد افراد دارای نقص شنوایی به نوبه خود دوست دارند کلام برنامه های تلویزیون را بفهمند در واقع نقش سازنده و تاثیر گذار تلویزیون - سینما در افراد معلول به مراتب بیش از افراد سالم است. اگر افراد شنوایان سعی کنند که بفهمند ناشنوا بودن یعنی چه؟ آنگاه شاید افراد ناشنوایان سعی کنند که بفهمند شنوا بودن یعنی چه؟ |
||
|
|
|
|
|
چند وقتی است دارم مقاله درباره رابط و زیرنویس به بستگی تلویزیون جمع آوری میکنم و چند قسمتی را بگذارم. رسانه : به معنی وسیله رسانیدن است و در اصطلاح علوم ارتباطات اجتماعی مقصود از رسانه وسیله رساندن پیام از پیام دهنده به پیام گیرنده است. رسانه های تصویری: منظور از رسانه های تصویری وجود برنامه های تلویزیونی همراه با رابط و زیرنویس میباشد. رابط : به معنی مترجم میباشد یعنی کسی که گفتار دیگران را تبدیل به اشارات برای ناشنوایان می کند(بازبان اشاره برای ناشنوایان ترجمه می کند) زیرنویس تلویزیون : زیرنویس نمایش متن لغات گفتاری میباشد که روی صفحه تلویزیون نشان داده میشوند. زیرنویس به تماشاگران اجازه دهد تا مکالمه و تصویر یک برنامه را بطور همزمان دنبال کند. متغیر مستقل: بهره مندی ناشنوایان از برنامه ها تلویزیونی همراه با رابط و زیرنویس متغیر مستقل است. |
||
|
|
|
|
|
بازهم دردودلی با همه شما عزیزان آیا افراد شنوا می توانند بدون صدای تلویزیون زندگی کنند؟ بازهم تکرار میکنیم زیر نویس میخواهیم
|
||
|
|
|
|
|
در زبان شيرين فارسي مثل است كه مي گويند " آدمي فربه شود از راه گوش" زيرا انسان از طريق شنيدن گفتار ديگران ، مطالب سودمند را فرا مي گيرد و از نظر عقلي برهمه دانشها تسلط دارد و اکثر دانستينهاي آدمي از طريق اين حس شنوايي حاصل مي شود با توجه به اينكه نقص شنوايي بر نعمت تكلم نيز صدمهمي زند و قدرت بيان رااز انسان مي گيرد. اين حس مهم بشري بيشتر آشكار ميشود وكمتر كسي از ارزش واقعي آن آگاه است اما ناشنوايان ارزش واقعي شنوايي و تكلم را خبري مي دانند. هدف كلي اين پژوهش مطالعه رسانه هاي تصوير وديداري (برنامه هاي تلويزيوني همراه با رابط و زيرنويس) و مقايسه باجنبه هاي تصويري ساير رسانه ها است.
|
||
|
|
|
|
|
به بهانه 25 تیر روز جهانی نابینایان و ناشنوایان
سه روز برای دیدن تنها ناشنوا قدرت شنيدن را ميداند و تنها نابيناست كه نعمتهاي فراوان نهفته در ديدن را ميفهمد. اما چشمها و گوشهاي آناني كه طعم تلخ نابينايي و ناشنوايي را نچشيدهاند تنها در سايهاي از ابهام مناظر و صداها را درك ميكنند بيآنكه به آنها بينديشند و اندكي قدردانشان باشند. اين همان داستان قديمي است كه براي چيزي كه داريم سپاسگزار نيستيم تا زماني كه آن را از دست بدهيم و تا زماني كه بيمار نشويم از لذت سلامتي آگاه نميشويم و قدرش را نميدانيم. به اين ميانديشم كه اگر هر انساني براي چند روزي در زمان بزرگساليش دچار نابينايي و ناشنوايي ميشد قدر اين نعمت خدادادي را بيشتر ميدانست؛ تاريكي او را نسبت به بينايي قدردان ميساخت و سكوت به او لذت صدا را ميآموخت. بارها از دوستانم كه توانايي بينايي دارند پرسيدهام كه چه ميبينيد؟ شايد من ديرباور بودم يا دوست نداشتم جوابي خالي از احساس بشنوم. مدتها قبل متقاعد شده بودم كه كساني كه توانايي ديدن دارند كمتر ميبينند.
از خود پرسيدم چگونه چنين چيزي ممكن است كه ساعتي در جنگل قدم بزني و چيزي ارزشمند در آن نيابي. مني كه توانايي ديدن ندارم تنها با لمسكردن، صدها موضوع جالب مييابم. با عاشقانه حركتدادن دستهايم، پوست درخت نقرهفام و زبريپوست درخت كاج و تناسب ظريف برگها را حس ميكنم. در بهاران، هنگامي كه اميدوارانه شاخههاي درختان را در پي اولين نشانه بيداري طبيعت بعد از خواب زمستانيش ميبويم لطافت دلپسند بافت گلها را حس ميكنم، بافت مخملي و فرحبخش گلها را احساس كردم و چين و شكن خشمگين آن را يافتم و چيزي از معجزه طبيعت برايم آشكار شد. گاهي اگر بخت يارم باشد دستانم را به سوي درختچهاي كوچك مينهم و جنبوجوش شاد پرندهاي را در اوج آوازش حس ميكنم و از عبور خنك آب جويبار كه از ميان انگشتانم ميگذرد شاد ميشوم. هلن کلر منبع : همشهری |
||
|
|
|
|
|
گرچه تفسير زبان روشنگر است ليك عشق بي زبان روشن تر است پس زبان محرمان خود ديگر است همدلي از همزباني بهتر است
(مولوي) |
||
|
|
|
|
|
از هلن كلر پرسيدند اگر قرار باشد خداوند يكي از دو معلوليت بينايي و شنوايي تو را برگرداند كداميك را انتخاب مي كني هلن كلر بي درنگ پاسخ داد شنوايي را برمي گزنيم . زيرا سكوت مخفيگاه فريادهاست و تحمل فرياد درون بسيار سهمگين است بخصوص اگر جامعه اين صدا را نشنود. افراد ناشنوا كه قدرت شنيداري ندارند چشم را جايگزين گوش مي كنند در واقع ناشنوا بايد با چشمان خود بشنود.
|
||
|
|
|
|
|
مصاحبه با گروهی (ادامه مطلب قبل) س : ناشنوایان دوست دارند که فرزندشان شنوا باشد یا ناشنوا؟
ج: باید بپذیریم که شرایط زندگی ما در جامعه
شرایط خوبی نیست. زیرا مردم ناشنوا را نمی شناسند؛ نمی دانند چگونه باید با او
برخورد کنند. البته الان در تهران نسبت به چند سال پیش وضعیت خیلی بهتر شده است.
به یاد دارم اوایلی که اخبار ناشنوایان از تلویزیون پخش می شد؛ در اتوبوس ، در
خیابان مردم من را به هم نشان میدادند، و برخی حتی حرکات من را تقلید می کردند و
می خندید. اما در حال حاضر این برخوردها خیلی کم پیش می آید. مردم به من احترام می
گذارند و من تفاوتی در رفتار آنها با خود و شنوایان نمی بینم. اگر به مردم آموزش
داده شود؛ اگر به آنها یاد دهیم که ناشنوا کیست ، چه خصوصیاتی دارد، چگونه باید با
او ارتباط برقرار کرد؛ اگر آنها بیاموزند که ناشنوا نیز انسانی است با همه توانایی هایی که یک موجود انسانی می
تواند داشته باشد و تنها تفاوتش با شنوایان، نشنیدن است، با ما رفتاری عادی و
مانند دیگر شنوایان خواهند داشت. دیگر با دیدن یک ناشنوا اداها و شکلک های عجیب و
غریب در نمی آورند و با این کار ما را آرزده نمی سازند. ج : درست می گوید برخورد اطرافیان حتی روی
برداشت ما از خود و توانایی هایمان تاثیر می گذارد. من با وجود اینکه در سنین نو
جوانی ناشنوا شده ام، درحال حاضر با ناشنوایی ام مشکل ندارم. من توانسته ام خودم
را با شرایط جدید تطبیق دهم و زندگی خوبی داشته باشم. اما برخی برخوردها واقعا من
را ناراحت می کند. برای مثال من الان در دانشگاه تحصیل می کنم. برخورد برخی
استادان بسیار خوب ولی برخورد برخی دیگر آدم را ناراحت و ناامید می سازد. برخی
استادان هنگامی که می خواهند با من ارتباط برقرار کنند، به جای حرف زدن از حرکات
عجیب و غریبی استفاده می کنند که من را در مقابل همکلاسی هایم شرمنده می سازد. در
چنین لحظاتی آرزو می کنم که زمین دهن باز می کرد و من را می بلعید تا بیش از این
تحقیر نشوم. در شرایطی که جامعه ام به من این امکان را می دهد با استفاده از
توانایی هایم کار کنم، به ناشنوایی ام افتخار می کنم. اما در لحظاتی که چنین تحقیر
میشوم آیا دیگر می توان احساس غرور کرد؟ |
||
|
|
|
|
|
مصاحبه با گروهی س : چرا ناشنوایان دوست ندارند با فردی شنوا ازدواج کنند؟ س : ناشنوایان دوست دارند که فرزندشان شنوا باشد یا ناشنوا؟ ادامه دارد. |
||
|
|
|
|
|
اقلیت زبانی
رئیس فدراسیون جهانی ناشنوایان که خود نیز ناشنواست, در کنفرانس بین المللی آموزش ناشنوایان دو زبانه می گوید: " به علت بالا رفتن سطح آگاهی و تغییر نگرش عمومی جامعه نسبت به توانائیهایی ذهنی و جسمی ناشنوایان ، امروز همه ترجیح میدهند که ناشنوایان به عنوان یک گروه اقلیت زبانی نامیده شوند تا گروهی از معلولین." اگر ناشنوایان و نیمه شنوایان را به عنوان یک اقلیت زبانی و اجتماعی در جامعه به رسمیت بشناسیم و با توجه به برابر سازی فرصتها، به حقوق آنان احترام بگذاریم آنها می توانند با مشکلات بسیار کمتری نسبت به دیگر معلولین در جامعه سالم و عادی زندگی کنند. رسانه های همگانی در واقع یکی از ابزار های مهم اجتماعی کردن افراد جامعه هستند که در میان آنها تلویزیون و سینما نقش مهمتری از دیگر رسانه ها دارد. ناشنوایی معلولیت نیست بلکه ناشنوایان یک اقلیت زبانی هستند. (یرکر آندرسون ریاست فدراسیون جهانی ناشنوایان) منبع : محفوظ |
||
|
|
|
|
|
با ياد خداي عشق و صدا، به نام خداي مهر و نگاه شعر از : احترام ناظري راد( عضو افتخاري كانون ناشنوا سبزوار) و اين منم يك ساز خاموش – يك رود جاري – يك روياي سبز روياي بهار در ذهن كودكانه سنجاقكي و شايد تلاقي عشق باشم و سكوت صداي شر شر آبشاران را نمي شنوم – صداي نم نم باران – صداي بال زدن كبوتر – صداي خش خش برگهاي پاييزي – صداي بوق ماشين – صداي قار قار كلاغ – صداي پسرك روزنامه فروش ... آري اطرافم پر از صداست- پر از هياهو و من هيچ كدام را نمي شنوم ولي صداي معرفت را خوب خوب مي شنوم صداي انسانيت – آدميت – صداي عشق – مهرباني – صفا و صميمت و صداقت... صداي ضربان قلب گنجشك كوچكي از ترس گربه پشت برگهاي درخت پنهان مي شود. آري من ناشنوايم. ولي صداي خدا را مي شنوم صدايي كه شايد با داشتن يك جفت گوش شنوا از شنيدن آن محروم بودم من نمي شنوم و قادر به تكلم نيستم. ولي هيچ گاه احساس نكرده ام كه ناتوانم زيرا دستانم بوي زندگي مي دهد بوي عشق و عطوفت رقص دستانم بر سن نگاه شما سكوت سيال را درهم مي شكند – نگاهم با نگاهتان حرف مي زند و اين احتياج به ترجمه ندارد زيرا دلم در مكتب آينه درس آموخته من به تمام پنجره هاي مه آلود پشت كرده ام و به همه نسيم ها سلام گفته ام رو به خورشيد اقامه عشق بسته ام و پشت به تمام سياهي ها، فاصله هاي خاكستري را درهم شكسته ام و در ميان جاده اي پر ز نور ايستاده ام درحالي كه گلبرگهاي احساسم را در ميان انگشتان عاشقم مي فشارم با تمام قوا- با تمام توان و نيرو فرياد مي زنم كه : دوستتان دارم منبع : سكوت شكست |
||
|
|
|
|
|
عنوان : تربیت شنوایی کودکان
مولفان : خانم ایران بهادری - آقای منصور غلامی ناشر : انتشارات سازمان بهزیستی کشور و دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی - چاپ ۱۳۷۳ === عنوان : راهنمایی والدین کودکان ناشنوا تالیف : خانم ایران بهادری ناشر: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی - چاپ ۱۳۷۶ === جغرافیایی كيش + گالري كيش |
||