|
|
|
|
|
كمك هاي ساده به كودك ناشنوا (قسمت دوم) تبادل عقايد از راه ارتباط براي رشد فكر و روان هر كودكي اهميت دارد. اغلب كودكان ناشنوا به اندازه ديگر كودكان باهوشند. اما براي رشد كامل توانايي روان، ايجاد ارتباط از سنين پايين براي آنها ضروري است. اثر ناشنوايي روي كودك بستگي دارد به : 1- زماني كه كودك ناشنوا مي شود. براي كودكي كه ناشنوا متولد شده يا قبل از شروع به صبحت ناشنوا شده، آموزش صبحت يا لب خواني بسيار مشكل تر از كودكي است كه پس از شروع به حرف زدن ناشنوا شده است. 2- حد شنوايي فعلي كودك. كودك هر چه بهتر بشنود، شانس يادگيري صبحت، درك صبحت هاي ديگران و لب خواني بيشتر است. 3- معلوليت هاي ديگر. برخي كودكان ناشنوا اشكالات ديگري هم دارند. كودكي كه ذهنا" عقب افتاده، نابينا است يا معلوليت هاي چند گانه دارد. مشكل تر از كودكي كه تنها ناشنوا است ايجاد ارتباط راخواهد آموخت. دلايل ناشنوايي عبارتست از : وارثت ، سرخچه ، عامل RH، نارس بودن، فقد يد، برخي از داروها، تولد مشكل، كوتولگي و بيماري شكنندگي استخوان 4- زمان تشخيص ناشنوايي. 5- نحوه پذيرفته شدن كودك و تسريع در يادگيري راههاي ديگر برقراري ارتباط 6- شيوه ارتباط تدريس شده به كودك |
||
|
|
|
|
|
كمك هاي ساده به كودك ناشنوا (قسمت اول) به ندرت كودكان كاملا ناشنوايند و اصلا نمي شنوند. معمولا والدين خيلي زود متوجه ناشنوايي كودكان مي شوند. چون او حتي نسبت به صداهاي بسيار بلند هم واكنش نمي كند و سرش را بر نمي گرداند. بيشتر اوقات كودكان تا حدودي ناشنوايند. اين كودكان تنها به صداهاي بلند سرشان را بر مي گردانند. گاهي ممكن است به صداهاي بم مثل رعد، طبل يا صداي گاو واكنش كنند ولي نه به صداي زير مثل سوت و قوقولي خروس. يا (البته به ندرت) برعكس به صداهاي زيرواكنش كنند و به صداهاي بم نه. بعضي از كودكان كه نيمه ناشنوايند، فقط بخشي از صبحت ديگران را مي شنوند. آنها تدريجا" ياد مي گيرند كه بعضي از لغات را تشخيص داده و به آنها جواب بدهند. اما بسياري از لغات را به وضوح و درحد فهم نميشنوند. در شروع به حرف زدن كندند اغلب روشن صحبت نميكنند، صداهاي خاص را قاطي مي كنند و تودماغي حرف مي زنند. متاسفانه در بعضي موارد والدين، كودكان ديگر و معلمين نمي فهمند كه كودك در شنوايي اشكال دارد و ممكن است با او به عنوان عقب افتاده رفتار كننند. اين تنها مشكل كودك را تشديد مي كند. براي اغلب كودكان در حال رشد براي شناخت ، يادگيري و ارتباط دادن افراد و اشيا، دوربر، شنوايي و زبان بسيار مهمند. براي كودك ناشنوا بزرگترين مشكل، يادگيري روش ارتباط است. چون او نميتواند لغات را به وضوح بشنود، آموزش حرف زدن برايش بسيار مشكل تر است. بنابراين او هم در فهم خواسته ديگران و هم در انتقال خواسته خود به آنان مشكل دارد. همين منجر به ياس و سوتفاهم هاي مكرر هم براي كودك و هم براي ديگران ميشود. پس جاي تعجب نيست كه كودكان ناشنوا گاهي در ايجاد ارتباط با د يگران كندند، احساس تنهايي و غربت يامشكلات رفتاري دارند. |
||
|
|
|
|