|
|
|
|
|
گفتگو با نوشین عسگری مددچوی ناشنوا و موفق سازمان
منبع : روزنامه مهرنو شماره ۶۶ |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
ناشنوا بايد با چشم خود بشنود امروزه زبان با چهار ركن اصلي: شنيدن، گفتن، نوشتن و خواندن، كامل ترين وضعيت ارتباطي را پيدا كرده است. ولي انسانها آرزو دارند روزي برسد كه درك فكر افراد راحت تر صورت گيرد، مثلاً بتوان در يك چشم به هم زدن انبوه اطلاعات و اخبار را به ديگران منتقل كرد و يا بدون حرف زدن ديگران و بدون مداخله گوش در شنيدن و بدون اندام گفتاري در سخن گفتن و نوشتار بتوانيم از نيات ديگران آگاه شويم و به افكار آنان دست يابيم.
علم تله پاتي و هيپنوتيزم در جهت دستيابي به اين آرزوي انسان حركت مي كند و موفقيت هاي چشمگيري نيز عايد انسان گرديده است. هر يك از شما از طريق وسايل ارتباط جمعي به اين نكات برخورد كرده ايد كه: * يك مرتاض هندي با قدرت نگاه خود قطاري را از حركت باز داشت!! * زني در شوروي قادر است از طريق نگاه، از پشت ديوار با خبر شود!! * مردي كه تكنيسين هواپيما بود و بر اثر سقوط از روي بال هواپيما دچار به هم ريختگي عصبي گرديده است قادر است با نگاه كردن به افراد از گذشته و آينده آنها باخبر شود!! * فردي كه قدرت بينايي خارق العاده اي دارد بدون استفاده از هيچ دستگاه پزشكي قادر است سنگ مثانه و سنگ كليه را در داخل بدن انسان تشخيص دهد!! و... چشم، يكي از اعضاي بسيار حساس موجود زنده از جمله انسان است، در دايره يادگيري انسان بيشترين سهم آموخته ها از طريق قوه باصره يا بينايي است. روانشناسان يادگيري، سهم بينايي را در بين حواس پنجگانه انسان در دايره يادگيري ۸۱% ذكر كرده اند كه در مقابل ۱۳% سهم شنوايي و ۵/۳% قوه بويايي و ۵/۱% قوه چشايي بسيار بالاست. افراد ناشنوا كه قدرت شنيداري ندارند، چشم را جايگزين گوش مي كنند به نحوي كه با تمركز بر روي لب خواني و گفتارخواني قادرند حتي از نيمرخ صحبت ديگران را بفهمند. نظر به اين كه بيش از يك سوم از حروف فارسي، حلقوي و حنجره اي است و از نظر و ديد يك ناشنوا پنهان و ناپيداست حدس زدن جايگاه حروف در موقع اداي جملات كاري بس دشوار و توان فرساست، ولي ناشنوايان به دليل نياز، به آن پرداخته و مسلط مي شوند. ناشنوايان با به كارگيري مداوم چشم بيش از افراد عادي و شنوا از نظر بينايي مهارت پيدا مي كنند و قادر به انجام امور حساس و ظريفي كه به مهارت چشم نياز دارد، خواهند شد. به همين سبب ناشنوايان از عهده انجام كارهاي عملي كه به هماهنگي ديد و دست نياز دارد به خوبي برمي آيند. «كامران رحيمي» مؤلف كتاب «آدمهاي سنگي» كه خود ناشنواست از قدرت بينايي فوق العاده خود تعجب مي كند و مي گويد: «وقتي كه كمبود خواب نداشتم و در حالت عادي بودم مي توانستم با يك نگاه فكر ديگران را بخوانم و به آنها فرمان دهم و هر طور كه بخواهم آنها را جابه جا كنم.» مردم مي گويند: «پشت ديوار سكوت چه خبر است؟» «راه خاموش موفقيت چگونه است؟ چه هياهويي در دنياي سكوت وجود دارد.» «گراهام بل» يكي از پيشكسوتان آموزش ناشنوايان در جهان معتقد بود كه: «ناشنوا بايد با چشم خود بشنود.» بنابر اين در تعليم و تربيت و زندگي يك ناشنوا، چشم مركز يادگيري و نگاه؛ محل فرهنگ، و سكوت، همه حرف است. اين راز نگاه و اين پيچيدگي ارتباط و اين فن مرموز مراوده است كه شاعر بزرگي چون «غلامعلي رعدي آذرخشي» را واداشته كه پرده از اسرار نگاه برادر كر و لالش بردارد و قصيده اي زيبا بسرايد. اي كه از گوش و زبان ناشنوا بودي و گنگ پريسا كريمي مقدم «كارشناس كودكان استثنايي» |
||
|
|
|
|
|
ثمينه باغچهبان لالاييهاي كودكان را با كمك مينياتورهاي ايراني مصور كرد. باغچهبان در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، عنوان كرد: متأسفانه نه تنها بچهها، بلكه بزرگسالان هم نسبت به مينياتور، اين هنر ايراني، بيتوجهاند. اين در حالي است كه در هر صفحهي مينياتور، اجزاي بسيار به هم پيچيدهاي وجود دارد كه هريك به تنهايي داراي معنا و عمق زيادي هستند؛ اگرچه در نهايت، مجموعهي به هم پيوستهاي را به وجود ميآورند. او در ادامه افزود: با توجه به اين باور كه ميتوان با بزرگ و برجسته كردن اجزاي اين هنر ايراني، توجه عموم را به آن جلب كرد، با مينياتورهاي برگزيدهاي كه متناسب با برخي از لالاييها و متلهاست، كتابي را تهيه كردهام كه از تركيب مينياتور و متلها فراهم شده است. ثمينه باغچهبان افزود: مثلا براي لالايي "برو لولوي صحرايي، تو از بچهام چه ميخواهي، كه اين بچه پدر داره، دو شمشير بر كمر داره"، صحنهاي از آثار كلاسيك مينياتور را كه با اين لالايي همسويي داشته باشد، انتخاب و با نوارهاي طلايي، مخمل و پارچههاي قديمي تزيين كردهام. او هنوز دربارهي مؤسسهي انتشاراتي اين كتاب كه در تهيهي آن از نزديك به 12 جلد كتاب مينياتور قديمي و كلاسيك استفاده شده، تصميمي نگرفته است. ثمينه باغچهبان هماكنون نيز كتابي را با عنوان "يكي بود، يكي نبود" ويژهي كودكان و نوجوانان توسط نشر نظر زير چاپ دارد. اين كتاب كه مجموعهاي از متلهاست، قرار است با تصويرگري فرشيد شفيعي وارد بازار كتاب شود. اين نويسنده پيش از اين، متأثر از فعاليتهاي پدرش - جبار باغچهبان -، كتاب "مهمان ناخوانده" و مجموعهي شعرهاي جبار باغچهبان را به نام "جوجه جوجه، طلايي" به زبان اشاره ويژهي كودكان ناشنوا منتشر كرده است. همچنين كتاب "دويدم و دويدم" او با زبان اشاره همراه با لوح فشردهي آموزشي به انضمام "حقوق كودك" به زبان اشاره از سوي يونيسف منتشر شده است. منبع : توحدی === |
||
|
|
|
|
|
توسط هنرمند ناشنوا فرش عشق و صلح در رودسر بافته شد به گزارش خبرگزاري فارس، اين فرش با يك ميليون و500هزار گره و با رنگ هايي غيرقابل تغيير در 3هزار ساعت خلق شد. محمد محمدي دعويسرايي بافنده اين فرش در رابطه با اثر خود گفت: در اين فرش مفاهيمي از آيات قرآني، اشعار و تصاويري كه نشان دهنده چگونگي دستيابي به صلح است بافته شد. وي اظهار داشت: فرش عشق و صلح داراي دو رو است كه در يك طرف آن دستيابي به صلح در 5قاره نشان داده شده و در طرف ديگر آن راه رسيدن به عشق كه سرچشمه خوبي هاست به تصوير درآمده است. اين هنرمند ناشنواي رودسري هدف از بافت اين فرش را معرفي عشق، دوستي و صلح به دنيا عنوان كرد. فرش عشق و صلح در همايش مالكيت هاي معنوي در تهران رسما پرده برداري شد.
|
||
|
|
|
|
|
هنريتا سوان ليويت ستاره شناس آمريكايي بود. خانم سوان لیویت که ناشنوا بود ابتدا توسط یکی فيزيكدانان دانشگاه هاروارد در رصدخانه هاروارد استخدام شد تا کار خسته کنندهٔ نورسنجي ستارگان را روی حجم عظیم عکسهای رصدخانه انجام دهد. در سال1902 هنریتا به سمت رییس بخش نورسنجی از طریق عکاسی منصوب شد. آن زمان لیویت حدود ۲۴۰۰ ستاره متغير کشف کرده بود. این تعداد نصف تمام متغیرهای شناخته شده در زمان او بود. پژوهشهای گسترده لیویت روی متغیرها به رابطه دوره – درخشندگي انجامید. متغیرهای قیفاووسی و نمودار دوره-درخشندگی در حدود ۱۰۰ سال پیش به دنبال کارهای خانم «هنریتا سوان لویت» به جهان اخترشناسی معرفی شدند. در سال 1912 با بررسی ۲۵ ستاره متغیر قیفاووسی در كهكشان ايرمالاني كوچك نوشتاری ارائه کرد و در این نوشتار او دوره تناوب این ستارهها را تعیین کرده بود. در سال 1918 دو دانشمند به نامهای هارلو شيلي و اينار هرتسيرونگ رابطهٔ دوره-درخشندگی را برحسب قدر مطلق ستارهها بیان کردند که این رابطه به معیاری برای تعیین فاصلهٔ كهكشانها تبدیل شد. منبع : دانشنامه |
||
|
|
|
|
|
جملات خبری
راننده ناشنوا است در تاکسی نوشته شده بود ، راننده ناشنوا است ، هنگامی که خواستید پیاده شوید ، قبلش با دست اشاره کنید . |
||
|
|
|
|
|
ناشنوایی و اختلال در شنوایی (برای آگاهی از دلایل ناشنوایی)
ناشنوايي و اختلال در شنوايي عبارت است از كاهش توانايي يا ناتواني كامل در شنيدن . ناشنوايي مي تواند به علت مشكل در استخوان هاي كوچك موجود در گوش مياني كه صدا را انتقال مي دهند يا مشكل در شاخه هاي عصب هشتم مغزي كه صدا را به مغز انتقال مي دهند باشد. بنابراين دو نوع ناشنوايي وجود دارد: ناشنوايي انتقالي ، كه در آن استخوان هاي كوچك موجود در گوش مياني تخريب مي نوشند و صدا را انتقال نمي دهند (اتواسكلروز). ناشنوايي حسي ـ عصبي ، كه در آن عصب هشتم مغزي (عصب شنوايي ) اغلب به دلايل ناشناخته آسيب مي بينيد. ناشنوايي مختلط ، شامل هر دو نوع ناشنوايي انتقالي و حسي ـ عصبي علايم شايع در شيرخوار: پاسخ ندادن به صداهاي محيط ، خصوصاً صداهايي كه قاعدتاً بايد شيرخوار را از جا بپرانند. در افراد مسن : مشكل داشتن در افتراق (گوش دادن انتخابي به ) صداهاي محيط اطراف وزوز گوش ، سرگيجه ، درد بلند كردن صداي راديو يا تلويزيون علل مادرزادي در اثر توارث ژنتيكي غالب يا مغلوب عفونت هاي مزمن گوش مياني يا گسترش عفونت به گوش داخلي توليد موم گوش به مقدار زياد اختلالات رگ هاي خوني ، از جمله بالا بودن فشارخون صدمه به سر تومور لخته هاي خوني كه به رگ هاي كوچك تغذيه كننده عصب شنوايي مي روند. مولتيپل اسكلروز (ام .اس ) سيفليس اختلالات انعقاد خون عفونت ويروسي مثل اوريون قرار گرفتن طولاني مدت در معرض صداهاي 85 دسي بل يا قوي تر بالا رفتن سن . اكثر افراد بالاي 65 سال در شنيدن صداهاي زير (با فركانس بالا) مشكل دارند. عوامل افزايش دهنده خطر سابقه خانوادگي ناشنوايي مادرزادي يا اكتسابي مصرف داروهايي مثل ضد التهاب هاي غيراستروييدي ، سيس پلاتين ، اريترومايسين ها، جنتامايسين ، استرپتومايسين ، توبرامايسين ، كينين ، فوروسمايد، اسيد اتاكرينيك ، يا دوزهاي بالاي آسپيرين ، و ساير داروها افرادي كه در مشاغلي مشغول به كار هستند يا تفريحاتي دارند كه سطح صدا در آنها بالا است ، مثل نواختن موسيقي هاي سنگين يا كارگراني كه با مته هاي بادي قوي آسفالت خيابان را مي كنند. پيشگيري از مصرف طولاني مدت يا مصرف مقادير بالاتر از دوزهاي طبيعي داروهايي كه باعث ناشنوايي مي شوند خودداري كنيد. در صورت وجود بيماري هاي زمينه ساز ناشنوايي ، خصوصاً عفونت هاي گوش و مشكلات آلرژيك و تنفسي ، به پزشك مراجعه كنيد. از قرار گرفتن طولاني مدت در معرض صداي بلند خودداري كنيد. اگر چاره اي نيست ، از محافظ هاي مناسب گوش استفاده نماييد. عواقب مورد انتظار بعضي از موارد ناشنوايي انتقالي را مي توان با جراحي درمان كرد. ناشنوايي ناشي از قرار گرفتن طولاني مدت در معرض صداي بلند نيز گاهي با حذف صدا برطرف مي شود. اما ساير انواع ناشنوايي معمولاً دايمي هستند. عوارض احتمالي ناشنوايي دايمي تأخير در كسب توانايي ها و مهارت هاي زباني در كودكان تأثيرات عاطفي ناشنوايي درمان اصول كلي پـزشـکی, گـوش حـلـق بـیـنـی. |
||
|
|
|
|
|
گفتگو با مسوول کانون ناشنوايان |
||
|
|
|
|
باید دوباره تازه شد توی هوای رابطه -گفتوگو با گویندگان اخبار ناشنوایاناغلب ناشنوایان و کمشنوایان با زبان اشاره با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند. شناخت ما از زبان اشاره شاید محدود شود به خاطراتی از اخبار ناشنوایان تلویزیون و حرکاتی از مجری که شاید برای بسیاری از ما بیمعنا به نظر برسد اما کوچکترین اشارهشان، مفهومی را میرساند. به طور
روزمره ما بیش از اینها با زبان اشاره سر و کار داریم و گاهی آنقدر با آن
عجین شدهایم که چندان به نظرمان نمیرسد. بارها حرکت دست پلیس راهنمایی و
رانندگی را به چشم دیدهایم که به نشانه «ایست» اتومبیلها را متوقف
میکند یا شاید آشناترین تصاویری که از عکسهای زمان جنگ به خاطر
میآوریم، انگشتانی V شکل است که Victory یا «پیروزی» را به رخ میکشند.
بگذریم از زبانهای اشارهای که مختص ارتباط میان «خلبان»ها و کارگزاران
بورسهای مشهور و پرکار جهان است. ت – در حالیکه در زیرنویس میتوان صحبتهای بازیگران را با رنگهای مختلف یا علایم دیگر مشخص و این مشکلات را حل کرد. کاری که در کشورهای اروپایی میکنند. ما نمونههایی از کارهای انجام شده در کشورهای دیگر را نشانشان دادیم. پ – من رفتم دانمارک. خوش به حال ناشنوایان آنجا. فیلمها کلاً زیرنویس دارند و بدون دوبله نشان داده میشوند. هم مردم به این وضعیت عادت کردهاند و هم ناشنوایان همه فیلمها را درک میکنند. ناشنوا با دیدن مداوم این زیرنویسها قادر است که جملهسازی بهتری داشته باشد و به زبان جامعه صحبت کند. - احساسات، چگونه با زبان اشاره بیان می شود؟ پ- در این مورد ناشنوا هیچ فرقی با شنوا ندارد. شما هم موقع بیان احساسات حالت صورتتان غمگین یا شاد میشود. زبان اشاره فقط محدود به دست نیست. با تغییر چهره، احساسات هم منتقل میشود. - تکنولوژی پیشرفت میکند و کلمات و اصطلاحات جدیدی مانند «اینترنت» و «وبسایت» وارد زبان میشوند. آیا مانند فرهنگستان زبان فارسی مجمعی دارید تا اشارات جدید را برای کلمات جدید تصویب کنید؟ پ- ناشنوایان معمولاً زود یاد میگیرند. اشارهها به صورت طبیعی درست میشوند. تعدادی را از طریق کتابهای فرهنگ زبان اشاره که ما از کشورهای دیگر میآوریم یاد میگیریم و البته تعداد زیادی را هم خودمان درست میکنیم اما مجمعی برای تصویب اشارهها نداریم. - زبان اشاره فارسی با زبان اشاره کشورهای دیگر چقدر فرق دارد؟ ت - هر کشوری به زبان و فرهنگ خودش اشاره میکند. برای مثال اشارهای که در ژاپن برای «قاشق» وجود دارد با اشاره ما برای این کلمه فرق میکند چون آنها از وسیله دیگری برای خوردن استفاده میکنند. ما برای نشان دادن «خانم» از حرکتی استفاده میکنیم که نشاندهنده «روسری» است اما در یک کشور اروپایی «خانم» به شکل دیگری نشان داده میشود و در برخی موارد هم مثل «تلفن» یا «توپ» البته اشارهها مشابه هستند. - زبان اشاره بینالمللی هم وجود دارد؟ ت- برای ارتباطات بینالمللی دیگر «لبخوانی» وجود ندارد و همه چیز به صورت اشاره رد و بدل میشود. کتابهایی هم در این زمینه منتشر شده که از زبانهای مختلف دنیا اشارات را گردآوری کردهاند اما بیشتر اشارهها به طور طبیعی انجام میشود. خانم «جویا صمیمی» که اصالتاً آمریکایی بود در دهه 1350 یک بار شروع کرد برای آنکه اشاره های آمریکایی را در ایران جا بیندازد اما ما زیر بار نرفتیم چون ما فرهنگ خودمان و اشارات خودمان را داشتیم. ایشان هم بعد از مدتی قانع شد و دیگر اصرار نکرد. ما هم روشهای او را ادامه دادیم اما با زبان ایرانی. - شما به چند زبان اشاره مسلط هستید؟ ت- ما کتابهای اشاره به زبانهای مختلف را داریم اما به زبانهای مختلف اشاره مسلط نیستیم. هیچکس در ایران نداریم که به چند زبان اشاره مسلط باشد. در مواقعی که در کنفرانسهای بینالمللی شرکت میکنیم، با خودمان رابط میبریم تا برایمان عمل ترجمه را مثلاً از انگلیسی به اشاره فارسی انجام دهد. در ایران تنها یک نفر بود که او هم تحصیلکرده آمریکا بود. خانم «بهادری» که دورههای مرتبط را گذرانده بود و متأسفانه بعد از بازنشستگی به کانادا مهاجرت کرد. - چرا افراد دیگری را برای گذراندن چنین دورههایی به خارج از کشور نمیفرستند؟ ت- ما طرحش را نوشتیم و ارائه دادیم اما به علت هزینههای بالا موفق نشدیم مسؤولان وزارت علوم را قانع کنیم تا دورههای طولانیمدت اینچنینی برگزار کنند. تازه قرار هست که کودکان ناشنوا را هم به خاطر هزینههای بالا در مدارس جداگانه آموزش ندهند. قرار است تا با شنواها در یک مدرسه درس بخوانند بدون آنکه معلمان آموزشهای خاص را دیده باشند. مدارس ناشنوایان یک به یک در حال جمع شدن هستند در حالیکه معلم تلفیقی برای مدارس عمومی وجود ندارد. ما با چنین روشهایی هم موافق نیستیم. ناشنوا جز «ارتباط» هیچ مشکل دیگری ندارد و ما تلاش خواهیم کرد تا این ارتباط را تسهیل و فاصلهها را کم کنیم. منبع : نیما اکبرپور (زیگزاگ) |
||
|
|
|
|
|
داستان كوتاه من يك كودك استثنايي ام از دست هايم به جاي گوش استفاده مي كنم و از پاهايم به جاي دست از چشمانم به جاي صدا استفاده مي كنم و از صدايم به جاي چشمانم چون من يك كودك استثنايي ام. خداوند انسان ها را آفريد و نيز كودكاني را كه نمي توانند بشنوند ، حرف بزنند، نمي توانند ببيند ، راه بروند و با دستهايشان كاري انجام دهند. خدايا، تو به انسان تمام چيزي را كهنياز دارد داده اي مثل روح جسم ، چشم دست ، پا ، حس بويايي ، شنوايي، لامسه ... و هم چيزي كه انسان را كامل كند ولي بعضي از اين افراد ناقص هستند درست نمي شنوند ولي مي توانند حرف بزنند تو به جاي شنوايي به او چيزي ديگري دادي كه در انسان هايي ديگر شايد كمتر پيدا شده. تو به بچه هاي نابينا يك دنياي سياه دادي ولي آنها معتقدند اين دنيا سياه نيست آنها نمي بينند ولي مي توانند لمس كند مي توانند بشنوند اگر از بچه هاي نابينا حس شنوايي را بگيري دنياي اين بچه هاي استثنايي چه مي شود؟ وقتي دو ناشنوا باهم تشكيل يك زندگي را مي دهند ثمره آن را در وجود يك بچه سالم و شنوا مي بينند ديگر عضه هاي پدر و مادر تمام مي شود ديگر اون سكوتي كه هميشه در يك خونه بود مي شكند با صداي گريه كردن، خنديدن يك كودك شنوا، وقتي كودك به مراتب بزرگ مي شود و پدر ومادر به جاي صداي خودشان از وي استفاده مي كند به جاي او حرف مي زنند ديگر پدر و مادر اون ناراحتي كه قبلاً داشتند ندارند. خوشحالند كه صدا دارند درست است كه نمي شنوند ولي صدا دارند. يك دسته ي ديگر از بچه هاي استثنايي بچه هايي عقب مانده ذهني هستند درست مانند يك انسان كامل نميباشند ولي كارهايي انجام ميدهند كه از بعضي افراد شايد برنيايد. پس خداوند به هركسي يك نوع استعداد خارق العاده داده است خدايا ممنونم و خوشحالم چون ديدم و ياد گرفتم كه كودكان استثنايي هيچ فرقي با كودكان سالم ندارند شايد برتر از كودكان سالم هم باشند كودكان سالم از دستهايش براي كار و از چشمايش براي ديدن طبيعت و كنيه دوزي و كارهاي اشتباه و از گوش هايشان براي شنيده حرفها ، سخنرانيهاي بيهوده ودروغ استفاده مي كنند ولي شعار كودك استثنايي اين نيست او يك كودك معمولي نيست او يك فرد استثنايي است به خاطر اينكه برتر و بهتر از كودكان سالم هست. منبع : شكست سكوت |
||