تبليغاتX
ارتباطي
ناشنوا هستم

گرچه تفسير زبان روشنگر است

ليك عشق بي زبان روشن تر است

 

پس زبان محرمان خود ديگر است

همدلي از همزباني بهتر است

 

(مولوي)

+ نوشته شده در  87/04/24ساعت 10:49  توسط شیدا  | 

 

با ياد خداي عشق و صدا، به نام خداي مهر و نگاه

 

شعر از : احترام ناظري راد( عضو افتخاري كانون ناشنوا سبزوار)

 

و اين منم يك ساز خاموش – يك رود جاري – يك روياي سبز

روياي بهار در ذهن كودكانه سنجاقكي و شايد تلاقي عشق باشم و سكوت

صداي شر شر آبشاران را نمي شنوم – صداي نم نم باران – صداي بال زدن كبوتر –

صداي خش خش برگهاي پاييزي – صداي بوق ماشين – صداي قار قار كلاغ – صداي پسرك روزنامه فروش ...

آري اطرافم پر از صداست- پر از هياهو و من هيچ كدام را نمي شنوم ولي صداي معرفت را خوب خوب مي شنوم

صداي انسانيت – آدميت – صداي عشق – مهرباني – صفا و صميمت و صداقت...

صداي ضربان قلب گنجشك كوچكي از ترس گربه پشت برگهاي درخت پنهان مي شود.

آري من ناشنوايم. ولي صداي خدا را مي شنوم

صدايي كه شايد با داشتن يك جفت گوش شنوا از شنيدن آن محروم بودم

من نمي شنوم و قادر به تكلم نيستم. ولي هيچ گاه احساس نكرده ام كه ناتوانم

زيرا دستانم بوي زندگي مي دهد بوي عشق و عطوفت

رقص دستانم بر سن نگاه شما سكوت سيال را درهم مي شكند – نگاهم با نگاهتان حرف مي زند

 و اين احتياج به ترجمه ندارد زيرا دلم در مكتب

آينه درس آموخته

من به تمام پنجره هاي مه آلود پشت كرده ام و به همه نسيم ها سلام گفته ام

رو به خورشيد اقامه عشق بسته ام

 و پشت به تمام سياهي ها، فاصله هاي خاكستري را درهم شكسته ام

و در ميان جاده اي پر ز نور ايستاده ام

درحالي كه گلبرگهاي احساسم را در ميان انگشتان عاشقم

مي فشارم با تمام قوا- با تمام توان و نيرو فرياد مي زنم كه :

دوستتان دارم

 

منبع : سكوت شكست

+ نوشته شده در  87/04/04ساعت 13:5  توسط شیدا  | 

ناشنوا بودن

 

مردم با خيره نگاه كردن به تو

ترحم هم مي كنند

مي خواهي به تو چه گويند؟

تنها كاري كه مي كنند اين است

كه تو را ترك مي كنند

مردم دوست دارند به تو خيره شوند

فكر مي كنند كه سالم نيستي

تنها چيزي كه آنها نمي فهممد

اين است كه تو يك فرد سالم و عادي هستي.

ممكنه كه تو از شنيدن عاجز باشي

اما تو از داشتن ديگر حس ها محروم نيستي.

بينايي، بويايي، لامسه ، چشايي

اين حس ها در تو خيلي هم قوي است.

زبان تو، زبان زيبائيست.

هديه اي است از جانب بهشت

درست است كه تو نمي تواني با زبانت حرف بزني

اما تو با دست هايت حرف مي زني

كه خيلي زيباتر از قبلي است!

ممكنه كه تو با گوش هايت نشنوي

اما اين كار را با چشم هايت انجام مي دهي

اين كار باعث شده كه دقيق تر شوي.

آيا آنها اين را نمي فهمند؟!

تو فاقد هرگونه صدايي

اما تو يك قلب داري.

اميد دارم روزي فرا رسد

كه مردم بفهمند زندگي تو

زندگي سختي است.

 

سروده : جسيكا كلاس مترجم : پرستو فرمهيني فراهاني

منبع آواي نگاه

+ نوشته شده در  87/04/04ساعت 11:58  توسط شیدا  | 

ارکستر زهی (پارسیان) به یاد باغچه بان می نوازند.

ارکستر زهی پارسیان قطعه ای از باخ را در نخستین کنسرت خود در سال جدید در روزهای ۳۰ و ۳۱ فروردین به یاد ثمین باغچه با ن اجرا  می کند.

سرپرست گروه ارکستر زهی پارسیان با اعلام این خبر به مهر گفت: این کنسرت به مناسبت پنجمین سال تولد ارکستر زهی پارسیان با ترکیب تازه ای از اعضا برگزار میشود.مازیار ظهیرالدینی در ادامه گفت: آثاری از (مارچلو) آهنگساز با روک، کنسرتو پیانو از موزارت، یک ارکستر زهی از ساموئل باربر و سوئیت ایرانی اثر علیرضا مشایخی از جمله قطعاتی است که توسط این ارکستر اجرا میشود.

لازم به ذکر است ترکیب جدید اعضای ارکستر زهی پارسیان شامل ۲۲ نوازنده در حوزه موسیقی کلاسیک است که این کنسرت را در ساعت ۳۰/۲۱ تاریخ مذکور در تالار وحدت برگزار میکنند.

خبری که سوخت : گروه ادب و هنری

+ نوشته شده در  87/01/27ساعت 7:54  توسط شیدا  | 

ز اندیشه برای خود رهی یافته ام

نقش دگری را به ره انداخته ام

از چشم برای دیدن چهره صوت

با دست هنر آینه ای ساخته ام

(الفبای دستی باغچه بان)

+ نوشته شده در  86/12/11ساعت 10:9  توسط شیدا  | 

ناشنوا


 

خوب گوش كن

خواهي شنيد صداي ناله هاي دل شكسته ام

صداي انتظار را

مي تواني در چشمان خسته ام بشنوي

چشماني كه هر لحظه

هزاران بار اشك هاي خود را

براي غبار روبي

قلب غبار گرفته ات رهسپار مي كنند

شايد خود را به نشنيدن زده اي

ولي

اي كاش درماني براي گوش هاي ناشنواي تو وجود داشت...


 

ر. الف - رهگذر
+ نوشته شده در  86/12/05ساعت 10:15  توسط شیدا  | 

آشنايى بيشتر با روز سپندارمذ ( روز جشن زمين و گرامى داشتن عشق )

روز عشق را از ٢٥ بهمن ( Valentine) به ٢٩ بهمن (سپندارمذگان ايرانيان باستان) منتقل كنيم.

 ٢٩بهمن ، روز سپندارمذگان "روز عشق" را همانند ايرانيان ِ ٣٠٠٠ سال پيش به جاى ولنتاين جشن مى گيريم. ايرانى باشيم.

 

در ايران باستان، نه چون روميان از سه قرن پس از ميلاد، كه از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم به روز عشق بوده است!

اين روز “سپندار مذگان” يا “اسفندار مذگان” نام داشته است.

فلسفه بزرگداشتن اين روز به عنوان “روز عشق” به اين صورت بوده است كه در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي كردند و علاوه بر اينكه ماه ها اسم داشتند، هريك از روزهاي ماه نيز يك نام داشتند.سپندار مذ لقب ملي زمين است. يعني گستراننده، مقدس، فروتن.

زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند.

در هر ماه، يك بار، نام روز و ماه يكي مي شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن مي شد، جشني ترتيب مي دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمين روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، “مهرگان” لقب مي گرفت. همين طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ يا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشني با همين عنوان مي گرفتند.

سپندار مذگان جشن زمين و گرامي داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پيدا مي كردند. در اين روز زنان به شوهران خود با محبت هديه مي دادند. مردان نيز زنان و دختران را بر تخت شاهي نشانده، به آنها هديه داده و از آنها اطاعت مي كردند.

ملت ايران از جمله ملت هايي است كه زندگي اش با جشن و شادماني پيوند فراواني داشته است، به مناسبت هاي گوناگون جشن مي گرفتند و با سرور و شادماني روزگار مي گذرانده اند. اين جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگي، خلق و خوي، فلسفه حيات و كلا جهان بيني ايرانيان باستان است.

+ نوشته شده در  86/11/29ساعت 10:59  توسط شیدا  | 

همان اتفاق هميشگي

 

مي خواهم زنده بمانم

چرا كه تو براي من نمرده اي

اي دنياي سكوت من

و هنوز ...

جهان ناشنوا بي صدا

عاشق توست

ديگر ترانه اي نمي سرايم، تا صدايش كني

فقط برايت مي نويسم اي دنياي سكوت من

چون لبهاي تو را بسته مي بينم

آري ، اين دنياي ناشنواي من

آري ، اين دنياي سكوت من

ديگر ترانه اي نمي سرايم

فقط برايت مي نويسم ، مي نويسم

بگذار در انبوه انديشه هاي صدا ها ، گم شوم

بگذار صدايي باشم، بين صدها صدا

بگذار صدايي باشم

آنگونه كه درخواب هياهوي شهر را مي شنوي

صداي نجوا، صداي راز و نياز با خدا را مي شنوي.

حالا كه شكسته ام

نه كسي است، كه به دنياي صدا راهنمايم كند

نه صاحبدلي كه دردهايم را آرام كند

نه صداي آوازي، نه صداي سازي، نه سرچشمه اي

نه دوستي، براي گوشهاي شنوايم

حالا هيچ ندارم، جز سكوتي كه دنيا را فرا گرفته اند

و تا لحظه هايي كه با صدا همراه نبوده اند، به لبهايم بيايم

امشب راهي را نشانم بده ، اي صدا

تا آنچه را كه به جان مي خواهم ، پيدا كنم

راهي براي دست يافتن صداي شنيدن

يك نفس بگذار، با صدا باشم

يك نفس بگذار ، با صدا باشم

 

منبع آوای نگاه - شاعره : مهدخت شريعتي (ناشنوا)

+ نوشته شده در  86/11/28ساعت 10:56  توسط شیدا  | 

تو نبودی

دو زانو در برابرت نشستم

چهره ات را نگاه کردم

با چشمان بسته

تو نبودی

حرف زدم ، حرف زدم ، حرف زدم

اما نتوانستم دهن باز کنم

تو نبودی

با دست هایم تو را لمس کردم

دست هایم به روی صورتم بود.

+ نوشته شده در  86/11/27ساعت 8:12  توسط شیدا  | 

مصاحبه : با لا‌دن افشار يك نقاش ناشنوا
بوم نقاشي، مونس تنهاييم‌
 
 
 
برگزاری دومین نمایشگاه آثار گرافیکی و نقاشی دانش آموزان ناشنوای

محل برگزاری : شهرک قدس - خیابان ایران زمین شمالی - فرهنگسرای ابن سینا

زمان : ۲۳ بهمن ماه لغایت ۲۵ بهمن ماه ۱۳۸۶ ، ساعت بازدید۱۰الی۱۳ و۱۴ الی۱۸

---

سایت استاد جبار باغچه بان

+ نوشته شده در  86/11/23ساعت 9:35  توسط شیدا  | 

شعر ناشنوايي ما سروده Dianne Richards

ما نمی‌توانیم هیچ صدایی را بشنویم

زیرا ناشنوا هستیم

 

نمی‌توانیم صدا ها را بشنویم‏

 فقط می‌بینیم که دهان‌ها حرکت می‌کنند

 صدای خود را نمی‌توانیم بشنویم

آن را فقط در گلوی خود احساس می‌کنیم

صدای خنده را نمی‌توانیم بشنویم

آن را فقط در صورت دیگران می‌بینیم.

 

صدای نواختن ساز را نمی‌شنویم

فقط می‌بینیم که دیگران می‌نوازند

صدای جیغ زدن را نمی‌شنویم

فقط باز شدن دهان دیگران را می‌بینیم

یا واکنش‌های وحشت‌زده مردم

در اطراف آن‌ها را.

 

صدای گریه را نمی‌شنویم

فقط جاری شدن اشک را روی گونه‌ها می‌بینیم

ما صدای سرزنش شدنمان را نمی‌شنویم

 آن را فقط در چهره‌های اخم کرده و انگشتانی که در برابر صورتمان بالا و پایین می‌رود می‌بینیم

 

نمی‌توانیم عشق و دوستی را در صدای محبوبمان بشنویم

ما عشق و دوستی را فقط در چهره های آنان می‌توانیم ببینیم

 

وقتی ناممان را صدا می‌زنند نمی‌شنویم

فقط وقتی می‌فهمیم که دوستان، اعضای خانواده یا مترجممان ما را از آن آگاه کند

 

صدای صفیر باد را که از لابلای برگ‌های درختان می‌گذرند نمی‌شنویم

فقط می‌بینیم که برگ‌ها می‌لرزند و درختان پیچ و تاب می‌خورند

 

صدای اقیانوس را ‏و لغزش موج‌ها بر سواحل را نمی‌شنویم

فقط می‌بینیم موج‌ها در هم می‌شکنند و عقب می‌نشینند

 

صدای گام‌ها را در تاریکی نمی‌شنویم

آن‌ها را فقط احساس می‌کنیم

 

صدای موتور‌های ماشین‌های اطرافمان را نمی‌شنویم

فقط وقتی دست‌هایمان را روی آن‌ها می‌گذاریم صدا را احساس می‌کنیم

 

صدایی را که هر فصل‌ جدید با خود به ارمغان می‌آورد نمی‌شنویم

فقط تغییرات آن‌ها را می‌بینیم

 

این فهرست بی پایان است

دنیای شنوایان انباشته از صداست

دنیای ما انباشته از دیدن و ارتعاش است

 

ما هیچ‌گاه نخواهیم شنید

حتی اگر شنوایان سر در گوش ما بگذارند و فریاد بکشند

 

اما یک صدای درخشنده و عالی را خیلی خوب می‌شنویم – سکوت را

منبعش محفوظ

+ نوشته شده در  86/11/21ساعت 9:20  توسط شیدا  | 

يك لطيفه ي كوچك گيلاني براي آب :

 

مردي جاهل ليواني را از آب گل آلود رودخانه اي خروشان پر كرد تا بخورد.

مردي عاقل سرش داد زد:

آب را نخور!

مرد جاهل گفت :

چرا نخورم من تشنه ام

مرد عاقل گفت :

آن آب كثيف است، ميكرب دارد، اگر بخوري بيمار ميشوي.

مرد جاهل نگاهي جدي به آب ليوان كرد و گفت:

من كه در اين آب چيزي نمي بينم!

مرد عاقل گفت:

ميكروب بسيار كوچك است و با چشم ديده نميشود.

مرد جاهل لبخندي زد و گفت :

اگر كه بسيار كوچك است حتما" اين آب خروشان با خودش برده است، چون امروز من به چشم خودم ديدم كه آب اين رودخانه يك گاو را با خود برد!

 

منبع :آب در فرهنگ و ادبیات ایران زمین

+ نوشته شده در  86/11/09ساعت 8:31  توسط شیدا  | 

خالق باغ سنگي سيرجان

 

«درويش خان اسفنديار پور» (ناشنوا) ، سازنده باغ سنگي سيرجان  و بازيگر فيلم « باغ سنگي»

 

اين باغ از شاهكارهاي تاريخ است. در نزديكي دهستان بلورد واقع در روستاي مياندوآب و در فاصلة 45 كيلومتري جنوب شرقي سيرجان و به دست فردي ناشنوا به نام "درويش خان گنگ اسفنديار پور" كه به كشاورزي اشتغال داشته...

وي كه يكي از زمين‌داران سيرجان بود؛ چند سال بعد از انجام اصلاحات ارضي، در سال 1340 كه  بسياري از زمين‌هايش را از دست داد، به نشانه اعتراض درخت‌هاي باغش را كه همه آنها خشك شده بود با آويزان كردن سنگ زينت بخشيد.

باغ سنگي يكي از جاذبه‌هاي ديدني استان  و شهر سيرجان است كه  مردم زيادي از آن ديدن مي‌كنند. باغ سنگي در 45 كيلومتري جنوب شرقي سيرجان و در نزديك روستاي بلورد واقع شده است. 

درويش خان در سال 1355 در فيلم « باغ سنگي» ساخته پرويز كيمياوي بازي كرد  كه در جشنواره‌هاي داخلي و خارجي بسياري به نمايش درآمد.

در اين فيلم درويش خان، مردي ناشنوا ، و خانواده اش از طريق شباني در صحرا زندگي مي كنند. روزي درويش خان در صحرا مي آرامد و خواب نما مي شود. پس از بيدار شدن تخته سنگ عجيبي را زير سر خود مي بيند و آنرا به خانه مي برد و به درختي مي آويزد. درويش خان، روزهاي بعد، قطعه سنگ هاي ديگري مي يابد. با سيم هاي تلگراف سنگ ها را به درخت هاي اطراف چادرش آويزان مي كند. به زودي باغي از سنگ در اطراف چادر برپا مي شود. مردم از روستاهاي دور و نزديك براي تماشا و تبرك و بستن دخيل به باغ سنگي مي آيند. همسر درويش خان از مردم در ازاي آمدن به باغ سنگي پول و هديه مطالبه مي كند، و با طمع ورزيهايش زندگي درويش خان را برمي آشوبد.

پيكر درويش خان پس از 90 سال زندگي 19 فروردين ماه 1386 درگذشت و در محل باغ سنگي بلورد سيرجان به خاك سپردند.

 

این باغ بزرگ در سالهای اخیر به مکانی گردشگری در شهر بلورد سیرجان تبدیل شده بود.

 

میراث فرهنگی - گروه فرهنگ و هنر 

 

عکس

+ نوشته شده در  86/10/22ساعت 9:31  توسط شیدا  | 

به نام يكتا

خداوندا !

اي خداوند بي كسان و درماندگان

اي فرياد رس مظلومان و اي منجي زخم خوردگان تقدير

چه مي شود اگر آرزو بر دل نمانم، من مي خواهم

من هم مثل شما مي خواهم بشنوم

من هم مثل شما مي خواهم

صداي عزيزانم را بشنوم

دلم مي خواهد همچون گذشته ، پدر برايم اشعار حافظ را بخواند

آه ، فقط مي خواهم صدايي را بشنوم ، من محتاج صدا

حتي حاضرم تا آخر عمر فقط صداي غار غار كلاغي را بشنوم

هر چه باشد آن هم صدايي است

و براي كسي كه همواره در سكوت و خاموشي است

صداي غار غار كلاغ همانند آواز بلبل زيبا جلوه مي نمايد

من از زيستن در سكوت خسته ام

من از خاموشي بيزارم.

منبع : (نشريه آواي نگاه - شاعره ناشنوا : فاطمه شفيعي)

+ نوشته شده در  86/10/04ساعت 9:4  توسط شیدا  | 

با تشکر فراوان (آقای دشتی)

تقديم به وبلاگ ارتباطي و همه آنها

الفباي نگاه تو

من به آنها مي گويم تو مي شنوي، تو حرف مي زني، اما آنها باور نمي كنند. مي گويم اگر شما سخت مشغول گوش دادن به موسيقي باشيد و كسي شما را صدا بزند يا با شما حرف بزند، چرا نمي شنويد؟ آيا ناشنوا هستيد؟ من مي گويم كسي چه مي داند، شايد تو هميشه مشغول گوش دادن به موسيقي روشن آسمانها هستي ... شايد همسرايي هماهنگ فرشتگان، گوشهاي تو را قبضه كرده است.
من مي گويم شايد روزي كه خدا تكلم را آفريد و بين مردم تقسيم كرد پرتو تكلم، به جاي زبان، به چشمهاي تو رسيد. هر چه هست جاي دوري نرفته، چشمهاي تو جبران همه چيز است. چراغاني جشن پرشكوه چشمهاي تو، جاي خالي هر كمبودي را پر مي كند.
تو انگار پيش از خلقت، در خلوت خاموشي خدا، به دنيا آمده اي. در دنياي تو هيچ صدايي نيست. حتي صداي برگي كه بر برگي بيفتد.
الفباي نگاه تو ساده است. دستور زبان نگاه تو را بايد فرشتگان تدوين كنند و به مردم بياموزند.

 گفتگوهاي بي گفت و گو
 نوشته : دكتر قيصر امين پور

+ نوشته شده در  86/09/10ساعت 11:55  توسط شیدا  | 

گروه سرود ناشنوایان

گروه سرود ناشنوایان خانه فرهنگ نور ویژه د ختران در ترم پاییز برای ادامه فعالیت به شکل گسترده تر عضو فعال می پذیرد. کلاس گروه ناشنوایان نور شنبه و چهارشنبه هر هفته تشکیل میشود که افراد پس از گذراندن دوره لازم و آموزش ، در برنامه های گوناگون نهادها و ارگان ها شرکت میکنند. خانواده های افراد ناشنوا میتوانند برای عضویت افراد ناشنوا در این گروه سرود به خانه فرهنگ نور واقع در بلوار آیت الله کاشانی ، بعد از اتوبان ستاری ، میدان نور مراجعه کنند.

منبع :همشهری ۵ آبان ماه

+ نوشته شده در  86/08/07ساعت 6:50  توسط شیدا  | 

انجمن ناشنوايان (صدا بي صدا)

 

 

بازارچه و مجتمع تفريحي ناشنوايان ايران افتتاح شد.

 

با مشاركت باشگاه ورزشي هنرمندان و انجمن صدا بي صدا

 

شامل : کتاب و لوازم التحریرـ صنایع دستی و چوب .....

همراه با كلبه كودك و شهربازي ، تيراندازي و پرتاب ، فوتبال دستي ، پينگ پنگ ، موسيقي زنده ، اجراي نمايش كمدي ، ايستگاه نقاشي و گريم ......

قرعه كشي ، بازيهاي كامپيوتري و دهها سرگرمي ديگر با اهدا جوايز ارزنده

با حضور هنرمندان سينما و تلويزيون

 

مكان: ميدان توحيد ، تقاطع بزرگراه چمران و باقرخان شرقي ،

مجتمع تفريحي ناشنوايان – تلفن : 66564672

 

 

 

 

+ نوشته شده در  86/05/14ساعت 8:49  توسط شیدا  | 

نخستين جشنواره فرهنگي، هنري

معلولين جسمي حركتي (نابينايان- ناشنوايان- جانبازان)

جنبي جشنواره :

آثار كاريكاتور با موضوع (معلولين جسمي و زندگي در شهر)

(شركت در اين بخش براي عموم علاقمندان آزاد است.

آئين نامه شركت در جشنواره

شركت همزمان در تمامي بخشهاي جشنواره امكان پذير است.
از هر نفر در هر بخش جشنواره تنها يك اثر پذيرفته ميشود.

در بخش آثار كاريكاتور و نقاشي:

- تكنيك هاي قابل پذيرش:
(آبرنگ ، مداد رنگي ، گواش ، رنگ روغن ، اكرليك ، كلاژ)
- اندازه تعيين شده براي آثار ابرنگ ، مداد رنگ و گواش:
(دو قطع A4 , A3)
- براي آثار رنگ روغن و اكرليك و كلاژ آزاد است.
- آثار خود را بدون قاب با بسته بندي مناسب و بدون تا خوردگي به آدرس دبيرخانه جشنواره ارسال كنيد.
براي ارسال پستي آثار خود جهت اطمينان بيشتر از پست سفارشي استفاده نماييد.

همراه با هر اثر مشخصات فردي شامل:
(نام و نام خانوادگي - سن - نوع معلوليت - بيوگرافي كوتاه - ادرس پستي دقيق و شماره تلفن تماس خود را ذكر فرمائيد)
آثار ، داستان و اشعار خود راميتوانيد با ذكر مشخصات فردي از طريق پست الكترونيكي به آدرس ايميل جشنواره ارسال نمايند.
جوائز جشنواره به 28 اثر در سه گروه سني : زير 15 سال - 15 تا 25 سال - بالاي 25 سال اهدا ميگردد.


فرصت ارسال آثار به دبيرخانه جشنواره تا پايان فروردين ماه 1385 ميباشد.اختتاميه و اهداي جوايز: بهار 1385

نشاني پستي دبيرخانه : تهران ، صندوق پستي 1357- 16765
شماره تماس دبيرخانه جشنواره : 44137168
روابط عمومي : 09121999578
تلفكس : 66903159

ايميل : jashnvareh@bavargroup.com
+ نوشته شده در  85/01/19ساعت 9:12  توسط شیدا  | 

 

اين عكس روز ۱۲ آذر ماه  (به مناسبت روز جهاني معلولين) در تالار انديشه مربوط به حوزه هنري برگزار كرد

فرستنده : از طرف خانم روناك جعفري

+ نوشته شده در  84/10/25ساعت 10:7  توسط شیدا  | 

سلام دوستان عزيز

برپايي نمايشگاه هنرمندان ناشنواي سبزوار

 

به مناسبت افتتاح نمايشگاه به ايشان تبريك عرض مي نمايم.

 

+ نوشته شده در  84/10/17ساعت 8:43  توسط شیدا  | 

نقاشي

دوره هاي فراگير ويژه كم شنوايان و ناشنوايان برگزار ميشود.

اگر شما دوستان خود را در اطراف خود مي شناسيد آنها را به خانه فرهنگ ابوسعيد

در ميدان منيريه- بلوار ابوسعيد - جنب مسجد دارالسلام بياوريد.

******

كتابخانه

كتابخانه شيخ صدوق با ۲۲ هزار جلد كتاب و دو سالن مجزا ويژه خواهران و برادران و همچنين بخش سمعي و بصري عضو مي پذيرد.

علاقمندان ميتوانند به نشاني شهرري - ميدان  دولت آباد - جنب پارك مهران مراجعه كنند.

 

+ نوشته شده در  84/10/17ساعت 8:28  توسط شیدا  | 

 

به مناسبت روز جهانی معلولین تبریک  عرض می نماییم.


نمايشگاه عکس ويژه نابينايان و کم بينايان که در فرهنگسرای نياوران برگزار مي شود.
بازديد: ساعت 10 لغايت 19
تاريخ: 12- 16 آذر 1384
آدرس: فرهنگسرای نياوران ( نگار خانه 2 )

+ نوشته شده در  84/09/12ساعت 14:48  توسط شیدا  | 

باغچه بان فیلم میشود

قرار است به همت سازمان فرهنگی، هنری شهرداری تهران و با هدف شناساندن چهره های ماندگار ایران زمین، براساس زندگی جبار باغچه بان فیلمی ساخته شود. این فیلم به کارگردانی مازیار رضاخانی قرار است در ۵ شهر مرند، تبریز، شیراز، سرعین و تهران تولید شود. فیلم زندگی باغچه بان راویتی از مراحل زندگی آن مرحوم و شروع آموزش کودکان ناشنوا و همچنین چگونگی تاسیس باغچه اطفال و مدارس مربوط به ناشنوایان است. نویسنده این کار اسماعیل جنتی است و به همت آموزش و پرورش کودکان استثنایی و سازمان بهزیستی آذربایجان شرقی در حال تولید است.

+ نوشته شده در  84/01/14ساعت 19:19  توسط شیدا  |