|
|
|
|
|
از زبان یک ناشنوا
خطاب به والدین، آموزگاران، کارفرمایان، مردم و ... خانم و آقا ! گوش کن ، من ناشنوا هستم، یعنی کسی که قادر نیست بشنود، از نظر علم پزشکی معلول محسوب میگردد. پدر، مادر! من فرزند شما هستم همانیکه از نعمت شنوایی محرومم خوب، چه می شود کرد خواست خدا بود که من اینطور بوجود بیایم همان هنگام فکر می کردید که دیگر نمی توانم زندگی کنم، اما دیدید که چگونه برپا ایستادم و با مشکلات جنگیدم، به زندگی خود که خطر مرگ در من فراوان بود خو گرفتم، پس خواهش میکنم که بین من و دیگر خواهران و برادرانم فرق نگذارید. چون اکنون من دیگر از جامعه عقب نیستم پس خواهش میکنم محبت خود را از من دریغ مدارید چون من بیشتر از دیگر فرزندانتان به شما احتیاج دارم. آموزگارم! لحظه ای بیندیش من ناشنوا هستم ، بدان که صدایت را نمی شنوم و گرنه از دیگر شاگردانت نیز ممکن بود جلو بیفتم، معلم عزیز بدان در کلامی درست یک شاگرد ناشنوا نیز وجود دارد پس لبهایت را بیشتر تکان بده. کارفرمای عزیز! بیهوده سعی نکن که دلایل علیه این که من باید از حق خود بگذرم به دست آوری زیرا همه بیهوده است، به چه دلیل حقوق ناشنوایان پرداخت می کنی آیا نداشتن شنوایی باعث می شود که حقوق من نیز فرق کند، آیا می خواهید بازهم تفرقه ایجاد کنید. پس سعی کنی حق را رعایت کنی، چون می گویند حق به حق دار می رسد. منبع : سید مرتضی موسوی |
||