بررسي ميزان تناسب دروس و ثمر بخشي مواد درسي و آموزشهاي دورة دو سالهتربيت معلم رشته ناشنوا و نيمه شنوا
مجري: محمد احمد پناه ايرانشاه
اهداف:
هدف كلي: بررسي ميزان تناسب دروس و ثمربخشي مواد درسي و آموزشهاي دورة دو ساله تربيت معلم رشته ناشنوا و نيمه شنوا از ديدگاه اساتيد و فارغالتحصيلان اين رشته.
اهداف ويژه: بررسي تناسب جدول دروس موجود در دورة كارداني تربيت معلم رشته ناشنوا و نيمه شنوا با شرح وظايف معلمان دانشآموزان ناشنوا و نيمه شنوا.
- بررسي تناسب عناوين مباحث و منابع دروس موجود در دورة كارداني تربيت معلم رشته ناشنوا و نيمه شنوا با شرح وظايف معلمان.
- بررسي ميزان هماهنگي بين دروس دوره تربيت معلم با برنامههاي درسي مدرسه.
- مشخص نمودن دروسي كه بيشترين تأثير را بر كارايي و ثمر بخشي فارغالتحصيلان اين رشته داشته است.
- مشخص نمودن دروس كه تأثير كمتري را بر كارايي و ثمر بخشي فارغالتحصيلان اين رشته داشته است.
- كوشش براي دستيابي به مواد درسي مورد نياز معلمان دانشآموزان ناشنوا و نيمه شنوا.
سؤالات تحقيق:
1- آيا دروس موجود رشته ناشنوا و نيمه شنوا براي تحقق اهداف آن مناسب ميباشد؟
2- آيا عناوين منابع و مباحث رشته ناشنوا و نيمه شنوا براي تحقق اهداف آن مناسب ميباشد؟
3- آيا بين دروس دوره تربيت معلم با محتوي برنامه درسي دانشآموزان در مدرسه هماهنگي وجود دارد؟
4- دروس اختصاصي نظري و عملي تا چه اندازه در ثمر بخشي فارغالتحصيلان اين رشته تأثير داشته است؟
5- چه درس يا دروسي در اين دوره لازم است. ولي در جدول برنامه پيشبيني نشده است؟
6- چه درسي يا دروسي در برنامه وجود دارد ولي نقش قابل توجهي دركار معلمان اين رشته ندارد؟
روش اجرا:
پژوهش حاضر از نوع توصيفي بوده و به توصيف و ارائه گزارش از ميزان تناسب دروس و ثمر بخشي آموزشهاي دورة كارداني رشته ناشنوا و نيمه شنوا ميپردازد. يكي از موارد استفاده روش توصيفي وقتي است كه محقق به ارزشيابي و مقايسه ميپردازد و در اين تحقيق اين روش هدف ما را تأمين مينمايد.
جامعه آماري: كليه اساتيد و فارغالتحصيلان دورة كارداني تربيت معلم رشته آموزشي ناشنوا و نيمهشنوا را تا مهرماه سال تحصيلي 81-80 شامل ميشود.
نمونه و روش نمونه گيري: مدرسان و180 نفراز فارغالتحصيلان اين رشته در كشور به صورت تصادفي از تاريخ تصويب برنامه دوره كارداني (2/3/72) تا مهر ماه سال 80 به جز آن دسته از فارغ التحصيلاني كه در سال تحصيلي 80-79 مشغول وظايف غير آموزشي بوده و يا معلمان ديگري كه با مدرك غير مرتبط در كلاس اين دانشآموزان مشغولند را شامل ميشود.
ابزار اندازهگيري:در اين پژوهش از دو پرسشنامه استفاده ميشود.
1- پرسشنامه مربوط به اساتيد: شامل 24 سؤال در مورد تناسب و هماهنگي دروس و 8 سؤال دربارة ثمر بخشي دروس و برنامههاي دوره با توجه به انتظاراتي كه در برنامه در مورد صلاحيت اين افراد بعد از فارغالتحصيلي، در نظر گرفته شده است، 2 سؤال باز در ارتباط با پيشنهادها و اظهار نظرهاي آزاد.
2- پرسشنامه مربوط به فارغالتحصيلان: شامل 24 سؤال در زمينه تناسب دروس و آموختهها، 8 سؤال در مورد توانمندي و صلاحيتها، با توجه به اهداف دوره و 59سؤال در مورد دروس مختلف اين رشته ميباشد كه همه موارد با استفاده از نظرات همكاران و اساتيد با سابقه و مجرب اين رشته تدوين و طراحي شده است.
روشهاي آماري: روشهاي آماري مورد استفاده در اين طرح با توجه به سؤالات، اهداف و روش پژوهش، از روشهاي آماري توصيفي از قبيل فراواني، درصد و درصد تراكمي استفاده ميشود.
يافته ها / نتيجه گيري:
در مجموع مي توان گفت كه آموزشهاي اين دوره از تربيت معلم در دستيابي به نتايج و اهداف پيش بيني شده موفق نبوده است، به گونه اي كه در مورد مهارتها و صلاحيتهايي كه پيش بيني شده بود معلم پس از پايان دوره به آنها دست يابد، حدود 54 % معلمان، اعلام نموده اند كه تأثير دوره در ايجاد اين مهارتها و صلاحيتها در آنان متوسط ، كم و خيلي كم بوده است. دروس اختصاصي توانمنديهاي لازم را در معلمين ايجاد ننموده و بيش از 50 درصد پاسخ دهندگان اعلام نمودند كه محتواي فعلي دروس اختصاصي توانمندي لازم را در آنها بوجود نياروده است. بعضي از دروس همانند تربيت شنوايي ، لبخواني، گفتاردرماني كه از ديد معلمان جزء دروس ضروري دوره ميباشد به دليل اين كه نحوة ارائه آن تنها به صورت نظري مي باشد تأثير مورد انتظار را بر فارغ التحصيلان نگذاشتهاند و دروس ديگري كه ضرورت و لزوم آن از نظر معلمان مورد تأكيد قرار نگرفته است، مدت فراواني از برنامةدرسي دانشجويان را به خود اختصاص دادهاند .دروسي همانند (آشنايي بازبان وتحول آن، كليات آموزش و پرورش ناشنوايان و نيمه شنوايان) .
دروس روش تدريس، مهارتهاي آموزشي را در معلمان ايجاد ننمودهاند چرا كه از ديد معلمان، مدرسان دروس روش تدريس آشنايي چنداني با دانشآموزان ناشنوا نداشتهاند و اين دروس براي تدريس به دانش آموزان عادي طراحي شده اند.
بسياري از دروس كه ضرورت وجودشان مورد تأكيد قرار گرفته است به دليل نبود محتواي مناسب و روزآمد به گونهاي جلوه نمودهاند كه بسياري ازمعلمان بيان نمودهاندكه وجود اين درس ضروررت چنداني برايشان ندارد، دروسي همانند كليد زبان ،آموزش و پرورش قبل ازدبستان كودكان ناشنوا و نيمه شنوا و تربيت بدني و بازيهاي دبستاني ازجمله دروسي است كه متأسفانه به دليل ضعف در محتوا ، ناهماهنگي با ويژگيهاي دانش آموزان ناشنوا، ارائه درس به شكل نظري، عدم توجه به اهداف مورد نظر، كمك قابل ملاحظهاي به كارآمدي معلمان ننمودهاند برنامه دوره به شكلي غير فعال پيش مي رود ، دروس عملي و كارگاهي آن كم بوده و كار عملي براي دروسي لحاظ شده است كه در مراحل بعدي اهميت قرار دارند. در دروسي همانند ساخت و كار گوش و اديومتري مقدماتي بيشتر مدرسان بر همان بعد اول يعني ساخت و كار گوش متمركز شده و دانش جويان از اين كه بعد از دورة فارغ التحصيلي حتي يكبار هم از نزديك نوار گوش را مورد بررسي قرار ندادهاند، اعتراض دارند. درسي همانند آشنايي با ويژگيها و مسائل كودكان استثنايي 2 با دروس ديگر همپوشي داشته و در اين زمينه بايستي تغييراتي ايجاد شود. محتواي درس آواشناسي مناسب با جريان آموزش نبوده هر چند كه وجود چنين درسي مورد نياز دانشجويان ميباشد. دانشجويان در زمينه اين درس خواهان آن هستند كه به صورت عملي و نظري ارائه شود .محتواي درس ساخت وسايل آموزشي و كمك آموزشي نيازهاي آنان را تأمين نمينمايد. تجديدنظر جدي در برنامه كارورزي ضروري است چه ازنظر نحوة اجرا و چه ازنظر زمان ارائه .
در مجموع ميتوان گفت كه تجديد نظر جدي در محتوي دروس دوره، تدوين كتاب درسي هماهنگ و جامع براساس جديدترين كتابها و تحقيقات، تدوين كتب درسي روشهاي تدريس مختص دانشآموزان ناشنوا و نيمه شنوا در دروس مختلف، استفاده از مدرسان مجرب و توانمد در زمينه دروس تخصصي و روشهاي تدريس، بكارگيري راهكارهاي مناسب در جهت روزآمد نمودن دانش مدرسان، تجهيز مراكز تربيت معلم به فن آوري اطلاعات و تجهيز آزمايشگاه اين مراكز به جديدترين ابزار آموزشي و كمك آموزشي، تجديد نظر در زمان و نحوة ارائه برنامه تمرين معلمي، ايجاد تغييرات لازم در ساعات دروس عملي و نظري متناسب با نتايج پژوهش، از جمله پيشنهاداتي است كه دادههاي اين پژوهش فرا روي برنامهريزان تربيت معلم رشته ناشنوا و نيمه شنوا قرار ميدهد.
پژوهشکده کودکان استثنایی