از س تشکر میکنم واقعا مطلب جالب بود .
درباره سرگذشت توماس کالودت
.......همانطوریکه میدانید توماس کالودت دارای تحصیلات بالایی بود به چندین دانشگاه راه یافته بود ولی از ته دل آرزو داشت واعظ شود منظوراینست که کسی که معمولا در مساجد یا جاهای دیگر برای مردمان سخنرانی پند آمیز کرده را به کارهای خیر دعوت و از کارهای بد منع می کند... البته بعداز مدت کوتاهی شروع به نوشتن کتابها برای بچه ها نمود اگرچه اسم کتابهاش در مقاله ها یا سایتهای دیگرنوشته نشده است....
حالا او به طور تصادفی دختر یکی از همسایه که ناشنوا بوده و 9 ساله بوداسمش آلیس بوده راملاقات کرد به ذهنش خطور کرده بود چه جوری با وی ارتباط برقرار کند شروع به نوشتن با استفاده ازابزار با وی کرده بود ولی مهارت توماس به اندازه کافی نبود بنابراین او تصمیم گرفت به اروپا با کشتی سفر کند وقتی که به یکی از شهرهای انگیس رسید به ملاقات رئیس موسسه ملی ناشنوایان فرانسوی رفته بود همانجا با دانشجوی ناشنوای موفق فرانسوی به نام لورنت و ماسیو که دارای تحصیلات بالا بودندآشنا شد ازشان درمورد روشهای آموزش ویژه ناشنوایان ازلحاظ" ارتباطی استفاده از دستی " پرسید و درهمان زمان اونجا مطالعه کرد و تحت تاثیروی قرار گرفته بود.... سپس توماس لورنت را تعقیب کردو ازش در خواست کرد همراه وی به آمریکا سفرکند برای آموزش ویژه ناشنوایان...اولین مدرسه ناشنوایان به نام هارت فورد بود ولی بعدا اسمشان را به مدرسه ناشنوایان آمریکایی تغییر داد، یکی از قدیمی ترین مدرسه به یاد ماندنی در تاریخ آمریکا می باشد حالا مجسمه دختر کوچولو به نام آلیس با توماس درکنار هم ..واقع در نزدیک در ورودی بزرگ همان دانشگاه به خوبی نمایش گذاشته است ..چراکه او همچو رضا قلی شهیدی اولین شاگرد جبار باغچه بان بود.... حالا ادامه کارشان وی به پسرانشان به صورت نسل به نسل واگذار کرد که ادامه بدهند پسر اول وی بنام ادوارد مینر کالودت برای اولین بار کالج ویژه ناشنوایان سال 1864 را باز گشایی نمود.....
درمورد لورنت کلارک، همه مردم ناشنوای آمریکایی قدیمی وی را به عنوان رهبر یا پیشوای ناشنوایان وهم پدر ناشنوایان درکشور آمریکا نامگذاری کرده بودند درهر صورت او به عنوان مهاجرآمریکایی قبول کرده بودند ....
===
یادم باشه درباره برای آغاز طرح ده ساله " آگاه سازی همگانی " را بنویسم الان سرم شلوغه