تبليغاتX
ارتباطي - سرگذشت توماس کالودت3
ناشنوا هستم

از لطف شما (س خانم و  علي اقا)  خيلي ممنونم .

 

موضوع  سرگذشت توماس كالودت  بسيار بسيار جالب بود  و براي اگاهي ديگران لازم است. بخاطر همين متن شما را گذاشتم اينجا نميدونم ناراحتيد وناراضيد … حرف ندارم متن ها را پاك ميكنم اما به نظر من حيف است .

 چند روز سرم خيلي شلوغ و كارم بسيار زياد است اما با وجود علاقه به ادامه داستان با عجله متنهاي براي اگاهي كردن ديگران اينجا راميگذارم. بازهم همينجا از شما تشكر ميكنم.

ولي …. كامل نگفتيد من خيلي تشنه ام و دلم ميخواهد متن كامل را بخونم .

 

اگركتاب سرگذشت توماس كالودت به زبان فارسي دارد. حتما حتما به من خبر بدهيد كه ميخواهم بخرمش. خيلي خيلي به كتاب علاقه دارم. مخصوصا اين موضوع واقعا برام شگفت انگيز است.

 

درباره سرگذشت توماس کالودت (۳)

 

....ارزش کاری لورنت کلرک (ناشنوا) بالاتر از توماس گلودت(شنوا) است.

تصمیم لورنت کلرک برای همراهی با توماس گلودت برای سفر دریایی سال 1816 میلادی به آمریکا ، با نارضایتی سیکارد (رئیس موسسه ملی آموزشی ناشنوایان پاریس) و مخالفتهای دوستان ناشنوای از جمله ماسیو (همکار و دوست صمیمی اش) مواجه شد. آنان معتقد بودند که مدرسه ناشنوایان پاریس به سواد و دانش معلمی لورنت کلرک همچنان احتیاج دارد. لورنت کلرک برای چه می خواهد به آمریکا که وطنش نیست ، برود؟؟؟
حتی مادر کلرک خیلی با پسرش (لورنت کلرک) بگو و مگو (بحث) زیادی کرده و حتی به پسرش گفت: " من از این فرد شنوای آمریکایی (توماس گلودت) بیمناک هستم که مبادا از تو سوء استفاده کند. چرا تو می خواهی مرا تنها بگذاری و به سرزمین دور دست می خواهی بروی ؟؟؟ "

لورنت کلرک در جواب به مادرش که زنی فاضل بود ، گفت: " من زیاد نگران چنین سوء استفاده نیستم. من بیشتر نگران به حال ناشنوایان سرزمین ناشناخته و دور دست ( یعنی آمریکا) هستم که از هرگونه آموزش ویژه ناشنوایان محرومند. من باید جانفشانی و فداکاری کنم و بروم آنجا تا ناشنوایان آن خطه را از تاریکی و بدبختی نجات بدهم. "

در آمریکا ، لورنت کلرک تمام اوقات خود را صرف آموزش به شاگردان ناشنوای آمریکایی از جمله آلیس که شدیداً تشنه یادگیری نوشتن و خواندن انگلیسی بودند ، صرف کرد. در حالیکه توماس گلودت اغلب در راهروهای کنگره ملی آمریکا و سایر ادارات دولتی فدرال مشغول چانه زنی با نمایندگان و مقامات بلند پایه برای اخذ منابع مالی بود........

+ نوشته شده در  86/09/07ساعت 9:4  توسط شیدا  |