تبليغاتX
ارتباطي - آب
ناشنوا هستم

يك لطيفه ي كوچك گيلاني براي آب :

 

مردي جاهل ليواني را از آب گل آلود رودخانه اي خروشان پر كرد تا بخورد.

مردي عاقل سرش داد زد:

آب را نخور!

مرد جاهل گفت :

چرا نخورم من تشنه ام

مرد عاقل گفت :

آن آب كثيف است، ميكرب دارد، اگر بخوري بيمار ميشوي.

مرد جاهل نگاهي جدي به آب ليوان كرد و گفت:

من كه در اين آب چيزي نمي بينم!

مرد عاقل گفت:

ميكروب بسيار كوچك است و با چشم ديده نميشود.

مرد جاهل لبخندي زد و گفت :

اگر كه بسيار كوچك است حتما" اين آب خروشان با خودش برده است، چون امروز من به چشم خودم ديدم كه آب اين رودخانه يك گاو را با خود برد!

 

منبع :آب در فرهنگ و ادبیات ایران زمین

+ نوشته شده در  86/11/09ساعت 8:31  توسط شیدا  |