|
|
|
|
|
تو نبودی
دو زانو در برابرت نشستم چهره ات را نگاه کردم با چشمان بسته تو نبودی حرف زدم ، حرف زدم ، حرف زدم اما نتوانستم دهن باز کنم تو نبودی با دست هایم تو را لمس کردم دست هایم به روی صورتم بود. |
||
|
|
درباره |
|
پدر زبان اشاره (خاطرات من) |
||
|
|
|
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ |
||
|
|
|
|
|
POWERED BY
BLOGFA.COM |
||
