در سکوت اهوراييم خدا را صدا مي زنم (قسمت پنجم)
او معتقد است: 90 درصد موفقيت بچه هاي معلول برعهده خانواده هاست چرا که کنار آمدن خانواده ها با مشکلا ت فرزندان و همکاري آنها با فرزندشان نقش بسزايي در سرنوشت او خواهد داشت.
خانم فرخي با بيان اين مطلب اضافه کرد: البته ناگفته نماند خانواده ها به تنهايي قادر به حل مشکلا ت فرزندانشان نخواهند بود و حتما بايد دولت به خانواده هايي که فرزند معلول دارند ياري رساند در غير اين صورت خانواده ها بايد متحمل مشکلا ت فراوان شوند.
او مي گويد: دولت بايد شرايط ادامه تحصيل را براي معلولين هموارتر کند و سهميه هاي خاصي را براي آنان در نظر بگيرد تا اين گونه افراد در زمينه ادامه تحصيل مشکل نداشته باشند چرا که اگر به اين بچه ها رسيدگي نشود، عواقب آنها در وهله اول متوجه خانواده آنها خواهد شد و سپس متوجه اجتماع.
مشکل اشتغال در جامعه ما مشکل تازه اي نيست و بسياري از جوانان ما از مشکل بيکاري رنج مي برند حال تصورش را بکنيد در اين آشفته بازار چه مشکلا تي گريبانگير افراد معلول خواهد شد!
مادر نريمان مي گويد: اکثر معلولين با مشکلا ت اشتغال دست و پنجه نرم مي کنند چرا که بسياري از اداره جات تمايلي به استخدام افراد معلول ندارند و افراد ناشنوا هم از اين قاعده مستثني نيستند.
او مي گويد: افراد معلول در اجتماع وجود دارند و تعداد آنها کم هم نيست و هنوز هم بسياري از مردم رفتار مناسبي با اين افراد ندارند و مسوولين هم آن طور که شايسته است به اين افراد رسيدگي نمي کنند اين در حالي است که نمي توان از اين افراد چشم پوشي کرد.
مادر نريمان از نحوه تدريس در مدارس ناشنوايان گله دارد. او مي گويد: در مقطع ابتدايي کتاب فارسي به صورت کامل به بچه هاي ناشنوا آموزش داده نمي شود بلکه متون درسي خلا صه وار در کاغذهايي نوشته و به کتاب ضميمه مي شود و بچه هاي ناشنوا با اينکه کتاب هاي درسي بچه هاي معمولي را مي خوانند اما روش تدريس در مدارس ناشنوايان بسيار ضعيف است و درس ادبيات که پايه همه دروس است به اين بچه ها تفهيم نمي شود و در نتيجه بچه ها ما با پايه ضعيف بالا مي آيند و در مقاطع بالا تر گرفتار مي شوند.
او ادامه مي دهد: مگر خانواده هاي ناشنوايان تا چه مقطعي مي توانند فرزندانشان را در درس همراهي کنند؟ و چند درصد از خانواده ها اين توان را دارند که يا خود اين ضعف آموزشي را جبران کنند يا از معلم خصوصي استفاده کنند؟
مادر نريمان که هنوز خستگي زحمات چند ساله در چهره اش موج مي زند در ادامه مي گويد: همه خانواده هايي که فرزند معلول دارند خود را وقف فرزندشان نمي کنند و بوده اند خانواده هايي که فرزند ناشنواي خود را قبول نمي کردند و او را عضو خانواده نمي دانستند و هدف آنها از به مدرسه فرستادن فرزندشان اين بود که او چند ساعتي را در خانه نباشد، همين! و در مقابل، برخي از خانواده ها تمام زندگي خود را نثار فرزند معلولشان مي کنند و بر اين باورند که اگر فرزندشان در زمينه تحصيلي موفق نباشد صدمات آن در درجه اول متوجه خانواده او خواهد بود و در وهله بعدي متوجه اجتماع!
حتما همه خانواده ها در خانه خود يک بچه کلا س اولي داشته اند و مي دانند کلا س اول ابتدايي چه پايه حساسي است و همکاري خانواده ها در خانه تا چه حد مي تواند ضروري باشد. به عنوان مثال ديکته شب که هر بچه کلا س اولي موظف است با کمک پدر و مادرش در خانه بنويسد از جمله همکاري هاي پدر و مادر با مدرسه است. ..