تبليغاتX
ارتباطي - داستانک
ناشنوا هستم
معجزه خنده

پیر مرد هر بار که میخواست اجرت پسرک واکسی کرولال را بدهد، جمله ای را برای خنداندن او بر روی اسکناس می نوشت. این بار هم همین کار را کرد.

پسرک با اشتیاق پول را گرفت و جمله ای را که پیرمرد نوشته بود، می خواند. روی اسکناس نوشته شده بود: وقتی خیلی پولدار شدی به پشت این اسکناس نگاه کن. پسر با تعجب و کنجکاوی اسکناس را برگرداند تا به پشت آن نگاه کند.

پشت اسکناس نوشته شده بود: کلک ، تو که هنوز پولدار نشدی!

پسرک خندید با صدای بلند، هر چند صدای خنده خود را نمی شنید.

+ نوشته شده در  85/03/07ساعت 10:9  توسط شیدا  |