|
|
|
|
|
بتهوون ، نابغه اي ناشنوا ! وفتي نام ، بتهوون برده مي شود. همه بي اختيار به ياد دو چيز مي افتند: موسيقي و ناشنوايي ! چرا كه لودويگ فان بتهوون. آهنگساز برجسته آلماني 20 سال دچار مشكل شنوايي بود و به تدريج شنوايي خود را از دست داد. اولين بار در 27 سالگي بود كه او متوجه شد صداهاي خيلي زير را درست نمي شنود. در اين زمان بتهوون تازه اولين سمفوني خود را نوشته بود. وضع شنوايي او به تدريج بدتر شد و در 30 سالگي در نامه اي به دكتر وگلر در شهر بن نوشت: "وضع شنوايي ام اصلا خوب نيست خيلي دچار مشكل شده ام در سالن تئاتر مجبورم در رديف اول بنشينم و به جلو و به طرف صحنه خم شوم تا بتوانم بشنوم كه بازيگران چه مي گويند به علاوه هيچ يك از نت هاي بالا را نمي توانم بشنوم به عبارت بهتر خيلي چيزها را مي شنوم اما نمي توانم به درستي تشخيص بدهم" او درباره مشكل شنوايي با هيچ كس حرف نمي زد. هر چه باشد او يك آهنگساز بود و مي ترسيد مردم به محض پي بردن به مشكل شنوايي اش در اصالت كارهايش ترديد كنند. در 31 سالگي تينيتوس (شنيدن صداي ويز دائمي بدون منبع خارجي) هم به مشكلات بتهوون اضافه شد سال بعد عليرغم تمامي اين مشكلات بتهوون سمفوني دوم خود را نيز كامل كرد. جالب اينكه هر چه بيماري بتهوون شدت مي گرفت پشتكارش بيشتر و خلاقيتش بارورتر مي شد. بسياري از كارشناسان معتقدند بيماري باعث شد تا او به نوعي تمركز همه جانبه دست پيدا كند و متوجه صداهاي ناب درون شود و از آنها الهام بگيرد به عبارت ديگر بتهوون از ناتواني خود نهايت استفاده را برد تا به نوعي " خلوت موسيقيايي" دست پيدا كند. اي لودويگ مي گويد: " ناشنوايي بتهوون اصلا غم انگيز نبود در واقع موهبتي بود كه بتهوون را از دنياي اغفال كننده بيرون به دنياي هنرمندانه درونش هدايت كرد." البته شايد رگه هايي از اغراق هم در اين گفته ها ديده شود. بالاخره بتهوون دچار معلوليت بود آن هم معلوليتي كه براي موسيقي دان در حد و اندازه هاي او يك فاجعه به حساب مي آمد اما اين حقيقت را نمي شود انكار كرد كه بتهوون در سالهاي اوج بيماري اش آثار بسيار برجسته اي خلق كرد كه همگي آنها امروزه جزوبزرگترين و مشهورترين آثار موسيقي كلاسيك به حساب مي آيند. او در 47 سالگي ديگر صداي هيچ نوع سازي را نمي شنيد و 3 سال بعد هم به طور كامل ناشنوا شد و قادر به تشخيص هيچ صدايي نبود. اما ناشنوايي مطلق هم نتوانست مانع بتهوون شود. او در اين دوره آثاري قابل ستايش و عميقا متفكرانه خلق كرد به علاوه بيشترين ساختار شكني هاي بتهوون نيز مربوط به همين سالهاست سونات پيانوي شماره 9 هامر كلاوير- ميساسولمنيس سمفوني شماره 29- كوارتت هاي زهي 32-20 و سونات هاي پيانو 16-12 همه و همه در زمان ساخته شدند كه بتهووون شنوايي خود را به طور كامل از دست داده بود او در 56 سالگي از دنيا رفت شايد وقتي امروز نام او برده مي شود. خيلي ها بي اختيار به ياد دو چيز بيفتند: اميد و مبارزه |
||